تبلیغات
My Note! - Final Fantasy XII

یاد خر پلیس به خیر!! با خر دمپایی!!

Final Fantasy XII

نویسنده :saeed eskandari
تاریخ:جمعه 21 تیر 1392-01:44 ق.ظ

Final Fantasy XII


فاینال فانتزی داستانی است که نسل به نسل، سینه به سینه، دهان به دهان روایت میشود. داستانی حماسی که با شنیدن آن در وجودتان شوقی شعله ور میشود. آیا این داستان واقعیت دارد؟ خیر این داستان فقط در دنیای مجازی بازیها روایت میشود و فقط در این دنیا میتواند هر چند سال یکبار متولد شود. نام این داستان فاینال فانتزی است.
 دوازدهمین شماره از این ابر بازی خود را بار دیگر چند سال پیش! نمایان کرد.بر روی کنسول Play Staition 2 که ثابت کرد تنها کنسولی که در اواخر روزهای زندگی خود زنده است PS2 خواهد بود. این بازی شگفتی خلق کرد .



سبک نقش آفرینی شما را باید به یاد چند المان خاص بیندازد از جمله ارتقا دادن شخصیت ها و مدت بازی طولانی و داستان قوی و ... . این سبک یکی از محبوبترین ها بین گیمرها میباشد، و بهترین طرفداران خود را در ژاپن دارد. البته آنها بیشتر طرفدار RPG های شرقی هستند. RPG به دو دسته ی شرقی و غربی تقسیم میشود که هر کدام المان خاص خود را دارند و هر شخصی مطمعنآ بسته به سلیقه خود با یکی از انها انس میگیرد.
البته بدون اغراق اکثر آنها از سیستم Turn base بهره می برند. یکی از این بازی ها، بازیی با نام Final Fantasy می باشد که همیشه دنیای بازی را در تب و تاب خود نگه داشته و خواهد نگه داشت.

این بازی در اخرین روزهای عمر PS2 عرضه شد. با این بازی اختتامیه این کنسول با شکوه برگزار شد گرچه God of war II هنوز باقی مانده است.این بازی در اوایل ساخت با بحرانی جدی روبرو شده بود زیرا پدر FF یعنی Sagakochi از Square Enix جدا شد و این میتوانست شروع تازه ای برای ضعف و زوال FF باشد اما کارکنان اسکوار انیکس خیلی از اینها حرفها قوی تر هستند تا فقط به 1 نفر تکیه کنند.گرچه ساگاگوچی استدیو Mistwalker را زیر نظر Microsoft بنا کرد و در حال حاضر بر روی دو پروژه بزرگ یعنی Blue Dragon و Lost Odyssery کار میکرد.اما باید اسکوار انیکس جواب دندان شکنی هم به ساگاگوچی و هم به طرفداران میداد زیرا باید از حیثت خود دفاع میکرد. این شماره زمانی بیشتر مهم شد که دقیقا بعد از شماره ی 11 بود زیرا شماره یازدهم به هیچ وجه مورد قبول گیمرها قرار نگرفت و سبک این بازی به کل عضو شد و از حالت تکنفره افلاین به حالت چند نفره انلاین سوق گرفته بود و این بزرگترین اشتباه اسکوار در طول سری این بازی بو
د.

Vergant story را که بیاد دارید بازی که بر روی PS1 عرضه شد و از هر کسی که شنیدیم میگفت سیستم مبارزه این بازی پیچیده است اما بازی ان جالب است این بازی توانست امتیازات بالایی بدست بیاورد.حتی یکی از 6 بازی بود که از مجله فامیتسو تا بحال امتیاز کامل را گرفته است.گرچه Final Fantsy XII این رتبه را نیز بدست اورد پس کارگردان این دو بازی یک رکورد جالب در کارنامه خود دارد.کارگردان این دو بازی Yasumi Matsonu او کارگردانی این شماره را بر عهده داشت.اما در میانه راه بیماری به سراغ او امد و نتوانست تا اسکوار را همرایی کند و د رحال معالجه بود اما داستان بازی را نوشت.کارگردانی بازی توسط Hiroyuki Ito و Hiroshi Mingawa انجام شده است.


داستان بازی توسط ماتسونو نوشته شده است او دو بازی Final Fantasy Tactics و Final Fantasy Tactics Advance را در کارنامه دارد. این دو نسخه فرعی از سری FF در دنیایی به نام Ivalice روی میداد.FFT بر روی PS1 در سا ل 1998 عرضه شد.این بازی از خصوصیاتی که داشت سیستم شغلی گسترده بود.FFTA بر روی Game boy در سال 2003 عرضه شد .که به گونه ادامه بر روی تاکتیکس بود این شماره هم با المانهای تاکتیکس با کاراکترهای جدید روی میداد.جالب تر از همه این است که این دنیای ایوالیس هم در Verant story حضور داشت.
این پروژه یعنی فاینال فانتزی 12 هزینه ای نزدیک 4 میلیارد ین برداشته است به بیانی دیگری 35 میلیون دلار و به پول کشورمان حدود 30 میلیارد تومان. که هزینه ی هنگفتی است که با آن میتوان پروژه های عظیم دیگری به غیر از بازی را انجام داد . اما بدانید صنعت بازی دیگر درجهان بزرگ است و این هزینه ها کم کم باید برایمان عادی شود.ساخت این بازی 5 سال به طول انجامیده است یعنی شروع ان از سال 2001 تا سال 2003 بصورت مخفیانه بوده است و از سال 2003 در اختیار گیمرها اطلاعاتی قرار گرفته شد.این بازی حاصل تلاش چند صد تن از کارکنان حرفه ای اسکوار است.این بازی حدود 7 ماه است نسخه ژاپنیش عرضه شدو در هفته اول 1,764,266 در ژاپن به فروش رفت که نزدیک به فروش فاینال فانتزی 10 در هفته اول بود.این بازی چیزی حدود 3 میلیون نسخه را  فقط در ژاپن فروخته است
اما بگذارید برسیم به FF XII که جهان را از سال 2003 تا الان در تب و تاب خود با تاخیر نگه داشت و بالاخره عرضه شد و باید آن را نقد کنیم:



FFXII در دنیایی با نام Ivalice روی میدهد.دنیای Ivalice بسیار زیبا است و از هر گونه آب و هوا و پوشش گیاهی در آن دیده میشود البته گوناگون تر از وضعیت جغرافیایی وجود موجودات زنده مختلف است که این موجودات در نژاده های گوناگون هستند.حدود 45 درصد از سطح ایوالیس را آب پوشانده است.این دنیای بسیار عجیب است و تکنولوژی مدرن در کنار تکنولوژی قدیمی با هم زندگی میکنند.چیزی به عنوان مذهب به طور کلی در آن حضور ندارد.و فقط مردم این دنیا با افسانه ها و داستان ها و جادوها زندگی خود را میگذارند.نکته مهم این است در ایوالیس سه امپراطوری بزرگ حضور دارند که شمال شرق حکومتی با نام Archadia حضور دارد که در آنجا اکثر مردم جنگ خو هستند و دارای تکنولوژی قوی نسبت به بقیه هستند و دارای آب و هوایی خشک و گرم هستند البته از نظر سیستم جنگی نیز بسیار قوی هستند دارای ارتش قوی هستند ارتش انها متشکل از کشتی هوایی و پیاده نظامها است.مردم ارکدیا بسیار به فراگیری علم ودانش اهمیت میدهند شهر بسیار زیبایی به نام ارکدیا پایتخت انها است که شهری پر جمعیت میباشد انها از سیاست مستحکم برخوردار هستند و مردم تا حد کمی با هم صمیمی هستند انها همیشه زیر نظر حکومت خود بوده حکومت انها زیر نظر سناتور ها ادار میشود.دومین امپراطوری Rosaria است که مردم خونگرمی دارد و انها کمتر از ارکدیانها جنگ خو هستند و همانطور کمتر دنبال علم ودانش هستند انها بیشتر دنبال دنیای مدرن هستند و بهترین لباس ها و زیور الات از روزاریا میباشد .پایتخت انها Ordalia است و در قسمت غرب زندگی میکنند.سومین امپراطوری که کوچکترین انها هم است Dalmaska است که بهترین تکنولوژی را برای زندگی دارد مردم این قسمت بسیار خونگرم هستند و پایتخت انها Rebanstre میباشد.

جمعیت انها به مراتب کمتر از بقیه است مردم این شهر خواهان صلح و خوش گذارنی هستند و مردم پول کمتری نسبت به ارکیدیانها دارند و اکثرا فقیر هستند اما انها همیشه به حکومت خود عشق می ورزند انها به شاه خود بسیار علاقه دارند از نظر شکل و شمایل شهر بیشتر ساختار سنگی دارد و دارای کوچه ها زیاد و باریک است.مردم این شهر گرچه از بقیه ضعیف تر هستند اما صمیمیتی دارند که در هیچ جای دنیای ایوالیس دیده نمیشود.به علاوه آل و هوای خوبی دارند.اما سالها ارکیدیا و روزاریا با هم در جنگ و ستیز بودند و هدف انها بیشتر در کشور گشایی بوده است.دالماسکا به وضعیت جوی عالی همیشه به صورت طمع برای این دو امپراطور بوده است و چون در مرکز ایوالیس قرار گرفته است.مکان مهمی برای ایوالیس است.
در ایوالیس موجودات زنده ی زیادی هتند البته اکثر انها حیوانهایی هتند که نقش دشمن را بازی میکنند.یک سری نژاد در بازی حضور دارند که در شهر ها و روستاها زندگی میکنند.منظور از نژاد کسانی هستند دارای عقل و هوش هستند. در طی 20 سالی که فاینال فانتزی متولد شده است چیزی در حدود 50 نژاد مختلف را به گیمرها نشان داده است. برای اشنایی بهتر به معرفی نژادهای موجود شماره 12 بپردازیم:


Hume race:
نژاد انسانها در ایوالیس با نام Hume شناخته میشود که از کلمه Human گرفته شده است .نژاد اصلی ایوالیس هستند انها مهمتر از بقیه هستند زیرا از همه چیز به اندازه لازم دارند هوش قدرت بدنی و احساسات و... . انها در اداره کردن شهر ها و کشور ها نقش کثیری دارند .انها به کارهای زیادی از جمله خرید و فروش و باربری و اداره رستورانها و کافه ها و سرباز و ... مشغولند انها چیزی نزدیک به 45 جمعیت ایوالیس را تشکیل میدهند.انها نیز کلاسهای زیادی برای مبارزه دارند.انها را در نقش نینجا و تیر انداز و جادوگر و تبر زن و تفنگدار و.. هستند.


در انها احساسات از بیقه بیشترشعله ور هستند و نقش اصلی را در ایوالیس ایفا میکنند بیشترین تعداد انها در ارکیدیا دیده میشوند.انها در همه ی شماره های فاینال فانتزی نقش اصلی را در میان مبارزان بازی میکنند.انها لباسهای زیبا و عجیبی بر تن دارند که البته با پیروی در بازی برایتان عادی میشود.انها روابط خوبی با هم دارند تولید مثل در میان زیاد میباشد و عمری نزدیک 40-70 سال دارند و میانگین قد انها حدود 170 سانتیمتر است.

Viera Race:
اگر انها را برای اولین ببنید به یاد خرگوش می افتید زیرا انها دارای دو گوش بلند مانند خرگوش هستند انها دارای استیل زیبا و قد بلندی هستند و زیباترین نژاد این بازی است انها فقط در جنسیت مونث هتسند.انها از جنگل زاده میشوند و ارادت خاصی به جنگل دارند زیرا محل زندگیشان است.در 450 سال پیش که زادگاه شان در جنگ نابود شد عده ای شان به به شهر ها روی اوردند و اکثرا انها در Rebanastre یعنی پایتخت Dalmaska ساکن هستند مکان اصلی انها در جنگل Golmore است .بسیار سریع هستند و دارای چشم های قوی و گوش های تیزهستند.آنها مهارت خاصی در تیراندازی و اجرا کردن جادو دارند.انها دارای موهای روشن هستند و به رنگ بنفش و خاکستری و سفید میباشد و در دو نوع Veena , Rava هستند که وینا ها دارای پوست روشن هستند و راوا ها دارای پوست تیره میباشند.ویناها به زندگی در جنگل عشق میورزند ولی اما راوا به زندگی کردن در شهر و روستاها راقب هستند.


انها قدرت های بسیار قوی برای احساس کردن دارند میتوانند از فاصله 10 کیلومتری با جنگل صحبت کند که به قول خودشان این قدرت نام Voice of the Forest نام دارد این قدرت هر چه از جنگل دور بشوند کمتر میشود و در مرور زمان از بین میرود.برای همین است که راواها به خوبی با انسانها انس گرفته اند و نسل به نسل این قدرت از انها از بین رفته است.آنها به خوبی همه چیز را دراطراف خود احساس می کنند و کوچکترین صدا ها را میشوند.تنها ضعف انها قدرت بدنی ضعیفشان است و برای همین است که جنجگو تن به تن نیستند و فقط در تیراندزای و جادو کردن مهارت دارند.انها اعتقادات قوی در جنگل دارند و کسی که از جنگل خارج شود به چشم یک رانده شده دیده میشود و منفور میباشد.حدود 10 درصد جمعیت ایوالیس ویرا هستند.



 میرسیم به داستان این شماره که فاینال فانتزی هر چیزی که دارد از داستانش دارد:
در ربانستر پایتخت دالماسکا King Ramidas B"naglan Dalmaska بر این امپراطوری حکم میراند اما دو امپراطوری بزرگ دیگر یعنی ارکدیا و روزاریا همیشه بر سر دالماسکا در جنگ و ستیز بوده اند.مردم دالماسکا بسیار از زندگی خود راضی هستند.پرنسس دالماسکا Ashellia B'naglin Dalmaska قصد ازدواج با فردی به نام Rassler را دارد مردم شهر همگی در جشن و سرور هستند و جشن بزرگی در شهر برقرار است.Ashellia که با لفظ Ashe صدا زده میشود بسیار خوشحال است او لباس زیبای سفیدی برای عروسیش را بر تن کرده است Rassler و او در میان دیدگان مردم با یکدگیر ازدواج میکنند. اماارکدیانهاچندی بعد از جشن عروسی نقشه خود را عملی میکننند و با سپاهیان خود پیش میروند.انها Nablia Fortress که در شمال شرقی دالماسکا قرا دارد هدف قرار داده اند یعنی زادگاه رسلر.

رسلر برای زادگاهش و پدرش نگران است و به طرف شهر نابلیا میروند .شاه رامیداس سران بزرگ حکومت و فرماندگان را جمع میکند و بر روی یک نقشه پیشرفته و سه بعدی مقدمات دفاع را میچینند.تمام امید او به بزرگترین فرمادگانش Basch von Rosenberg میباشد.رسلر هم تصمیم میگیرد با او برود.جنگ شروع میشود از زمین و هوا ارکدیانها به نابلیا حمله ور میشوند. توسط جادوگران سفیدWhite Mage یک هاله جادویی در اطراف نابلیا درست میشود تا کمی از یورش نیروهای هوایی دشمن محافظت کنند یک نبرد عظیم روی میدهد در این صحنه شما اوج هنر انیمیشن را خواهید دید.رسلر و باش در کنار هم بر روی Chocoboh های خود میجنگند.مقر جادوگران سفید توسط ارکیدیانها شناسایی میشوند و انها با وارد شدن به ان مکان انها را میکشند و سنگ جادویی Nethecite را ازبین میبرند هاله محافظتی از بین میرود.رسلر نگران است و امیدش را از دست داده است ولی هم اکنون میجنگد ناگهان یکی از تیر انداز های ارکیدیانی تیری به طرف رسلر شلیک میکند.باش در همان موقع فریاد میزند:ارباب رسلر..و باش با کمانش ان تیرانداز را میکشد اما کار از کار گذشته است تیر بر سینه رسلر نشسته است باش بسیار مضطرب است رسلر را در اغوش میگیرد و با چوکوبو خود عقب نشینی میکند.رسلر متاسفانه جان به جان افرین تسلیم کرده است و Ashe در همان بحبوبه ی شادی عروسی بیوه میشود.مطمعنآ هدف بعدی ارکیدیان ربانستر است.
ارکیدیانها به ربانستر حمله ور میشوند اما ابتدا عهد نامه ای برای صلح برای شاه رامیداس میبرند تا ان را امضا کند و خود را تسلیم کند شاه رامیداس که میداند چاره ای ندارد باید ان را امضا کند.از اینجا ما به طرف سربازی به نام Reks میرویم و از اینجا بازی شروع میشود رکس که 17 سال دارد به همراه فرمانده باش(؟!!) از طریق فاضلاب شهر میخواهند خود را به قلعه برساند و جلوی امضای عهدنامه را بگیرند زیرا او نمی خواهد شهرش سقوط کند انها در راه با سربازان میجنگند و با گرو هی 5-6 نفره به سمت قلعه میروند و در راه به مبارزه خود ادامه میدهند .اما تعداد زیادی سرباز می اید رکس میگوید فرمانده شما بروید من از پس ان بر می ایم و باش میرود و رکس میجنگند .بعد از کشتن سربازان رکس وارد اتاق شاه میشود اما جسد سربازان دالماسکایی را بر روی زمین میبنید و خون تمام زمین را فرا گرفته است شاه رامیداس؟؟ او مرده است جنازه ی او بر روی صندلیش افتاده است در همین هنگام شمشیری بدست باش(؟!!*)به شکم او فرو میرود و او چشمانش را از دنیا میبند و در پای عهدنامه امضا شاه رامیداس است که ربانستر را تسلیم کرده است و سقوط ربانستر محول شد اما چرا باش اینکار را کرد.او هم رکس و هم شاه رامیداس را کشته است.و ربانستر و دالماسکا زیر نظر ارکدیا اداره خواهند شد.
دو سال بعد..........
در شهر ربانستر مراسم تاج گذاری Vayne cardas solidor میباشد او سومین پسر امپراطور Gramis است او پرنس ارکیدیا نیز میباشد و پدرش حکومت دالماسکا و ربانستر را به عهده او گذاشته است.در انجای شهرپسری جوان با نام Vaan در حال قدم زدن در بازار است با یک سرباز حکومتی ارکیدیانی برخورد میکند -ببخشید اقا- باشه جلوی چشمت رو ببین-وان میدود و میرود و اما سرباز میگوید کیف پولم کجاست ان پسر باید دزدیده باشه-وان میدود و از دست سربازان فرار میکند در راه دوست صمیمی اش را میبیند یعنی دختر یتیمی به نام Penelo .پنلو او را کمی برای دزدی کردن سرزنش میکند و وان میگوید با این پولها میتوان یک دزد هوایی شد(همان دزد دریایی ولی با کشتی هوایی)به هر حال مراسم تاج گذاری وین اغاز شده است مردم به جای اینکه شادی کنند و به او بی احترامی میکنند و به او بد و بیراه میگویند اما وین با زبان چرب و نرمی که دارد مردم را گول میزند و به گونه ای انها را با وعده های خود ارام میکند.اما جشن تاجگذاری در شهر شروع شده است مردم شروع به شادی کرده اند .وان تصمیم میگیرد به گونه ای وارد قلعه شود و از ماجراها سر دربیاورد و البته کمی دزدی کند.او بعد از مشاجره با دوست قدیمی اش و چند ساعت انجام دادن خواسته های دوستش موفق به گرفتن جواب و کلید ورود به قلعه میشود.با وارد شدن او به قلعه به سمت اتاق جواهر الات و گنج های سنتی میشود او یک تکه سنگ عجیب از یک مجسمه را بر میدارد ام راه مخفی باز میشود -یک مرد جوان با قیافه ای عجیب و یک ویرا با پوست تیره و موهای سفید جلوی او میگیرند و میخواهند جواهر را از او بگیرند اما درهمین هنگام شورشی در شهر به پا شده است و انفجار روی میدهد و ان سه به ناچار با کشتی هوایی کوچک خود فرار میکنند اما موفق نمیشوند . و در فاضلاب شهر فرود می ایند انها راه خود را ادمه میدهند و دختری را میبینند که با گاردهای شهر میجنگند او خود را بانام دروغین Amallia معرفی میکند اما چندی بعد آنها توسط ماموران دستگیر میشوند .وان و ان ویرا که نامش Fran میباشد و Balthier که همان مرد میباشد به زندان قلعه نابلیا میروند در این زندان انقدر گرسنگی به زندانیان میدهند تا از بین بروند.اما انها با جریاناتی که در زندان اتفاق میافتد و البته حس قوی Fran موفق به فرار میشوند امادر راه فرمانده باش را به عنوان اسیر در میان سربازان میبینند-ایا او در این دو سال که شایعه مرگش در میان مردم پیچیده بود زنده است-بله او در این زندان اسیر بوده است و قدرت و محبوبیت و وفاداریش را از دست داده در شهر به او به چشم یک خائن نگاه میکنند به هر حال وان هیچوقت از دیدن او خوشحال نمیشود زیرا او قاتل برادرش است بله Reks برادر وان بوده است که 2 سال پیش به دست باش مرده است.انها فرار میکنند وخلاصه باش به گونه ای با Ashe ملاقات میکند.Ashe از دست بسیار عصبانی است زیرا او قاتل پدرش است اما هر دوی انها خواهان ازادی ربانستر میباشند.البته قسمتهایی از داستان اینجا را نمیتوانیم بگوییم زیرا داستان بازی لو میرود.انها بعد از انجام چندین ماجراجویی با هم انس میگیرند و هر کدام از افراد گروه برا ی هدف خاصی وارد این بازی میشوند و گروه 6 نفره ای را تشکیل میدهند با نام :Vaan -Penelo-Balthier -Fran -Ashe -Bacsh که در معرفی کاراکترها با انها بیشتر اشنا میشویم:
بعد از اینکه هرکدام از کاراکترهای ما با هم اشنا شدند شخصی به Larsa Vayne solidor را میبینند که چهارمین پسر امپراطور گرامیس و برارد وین میباشد اون برخلاف اینکه برادرش عامل فتنه و اشوب است خواهان صلح است او از وجود سنگهایی به نام Nethicite حامل قدرت Mist خبر میدهد.پارتی ما (پارتی در بازیهای RPG به مبارزان گفته میشود)در میابد که برا ی نابودی کامل وین و ارکیدیا نیاز به قدرت اسطوره ای دارند. آنها در می یابند که سنگهای Nethecite که قدرت Mist را دارا هستند میتوانند کار انها را راحت کنند و یکی از اهداف فرعی انها پی بردن به راز این سنگها میباشد. البته ریشه این سنگها در تاریخ ایوالیس است که بیان آن در این مطلب نمیگنجد و داستان پردازی قوی به همه جهات توجه شده است. این در حالی است که ارکدیا در چندین منطقه از ایوالیس توانسته تا این گونه سنگها را تولید کند یکی از این مراکز معدن Henne میباشد.تا اینجا داستان به گونه ای مقدمه ای بود البته کمی پا فراتر از داستان مقدمه گذاشتیم و تقریبا تا 15 ساعت اول بازی به طور خلاصه برای شما تعریف کردیم ادامه داستان به عهده شما مطمعن باشید داستان این بازی چیزی فوق باور است و بسیارقوی و دیالوگ های بیاد ماندنی کار شده است و حاصل کار Yasumi Matsuno یعنی سازنده FFT-FFTA و Vegant story و... میباشد. و این بازی دیالوگ ها و تمام داستان مدیون او است.بنا به خبرهایی او از بند بیماری رهایی یافته است و شایعاتی در مورد پیشوتن او به MistWalker نیز به گوش میرسد.
اما میرسیم به شخصیت پردازی این بازی که همیشه شخصیت پردازی فاینال فانتزی در میان تمام بازیها زبانزد عام و خاص است و همانطور که میدانیم هر شماره دارای شخصیت های بیاد ماندنی میباشد که برای طرفداران به گونه ای زنده جلوه میدهند:


Vaan:
سن:17
جنسیت: مذکر
نژاد: Hume
قد: حدود 170 سانتیمتر
وزن: حدود 65 کیلوگرم
رنگ چشم :قهوه ای
رنگ مو: بلوند
این پسر جوان در 12 سالگی در اثر بیماری پدر و مادرش از دست داده است و هنگامی که 15 سال داشت عزیز ترین فرد خود یعنی برادرش Reks را از دست داد همیشه کشف راز قتل برادرش یک سوال در ذهن او است چرا باید فرمانده باش برادرش را کشته باشد؟ ایا این مساله حقیقت دارد.او پهلوی یک Bangga پیر به نام Migelo زندگی میکند او برای گذراندن زندگیش همه کاری انجام میدهد.از کارهای شرافتمندانه تا دزدی .او یک بچه ی خیابانی است که دوستان زیادی دارد و به گونه ای رهبر انها میباشد.او یک حس عاشقانه نسبت به Penelo دارد چون این دو با هم بزرگ شده اند و درسختی ها با هم بوده اند.

او همیشه آرزو داشته است تا یک روز یک دزد هوایی شود اما هیچوقت پول اینکه یک کشتی هوایی بخرد را ندارد.او 2 سال بعد از اینکه ارکیدیانها وارد شهر شدند روزی وارد قلعه میشود و یک جواهر را میدزد و اما در راه با balthier .Fran اشنا میشود که به گونه ای میخواهند ان جواهر را از او بگیرند اما بر اثر ماجراهایی که پیش می اید او تصمیم میگرد برای اینکه دالماسکا را نجات دهد با Ashe همرا شود.او بسیار عجول است و بسیار کم تجربه است این سفر باعث شده است درکنار دوستانش به فراگیری تجربیات بپردازد.البته یکی از اهداف او برای رسیدن به آرزویش است.Bobby Edner صدایش را به وان هدیه داده است.


Ashlliad B'Nagan Dalmaska:
نژاد: Hume
سن: 19
جنسیت: مونث
قد: 180 سانتیمتر
وزن: 75 کیلوگرم
رنگ چشم: آبی
رنگ مو: قهوه ای روشن
اش تنها دختر شاه رامیداس است.او پدر و شوهرش و 8 برادرش را در جنگ با ارکدیانها از دست داده است و حالا دیگر هیچ چیزی برای ازدست دادن ندارد و تنها هدفش باز پس گیری دالماسکا و انتقام خون عزیزانش است.او سرکرده ی گروه مقاومت دالماسکا است. تنها یک هدف دارد و برای رسیدن به آن حتی خطرناکترین کارها را انجام میدهد.او با اینکه رسلر را از دست داده است هنوز به عشق او باقی است و حلقه ازدواجش بر دستش هنوز نشسته است.او در میان بازی گاهی اوقات توسط قدرت میست روح رسلر را میبیند.اش پس از اینکه با وان و بالتیر و باش و... اشنا شد پس فهمید که به یاری انها نیاز دارد و به گونه ای با منطق تصمیم گرفت و همراه با آنها شد.

او از باش برای قتل پدرش متنفر است اما با صحبتهایی که باش میکند میفهمد که باش هم مثل او هدف ازادی را دارد و به گونه ای او هم قتل پدرش توسط باش را یک کار احمقانه میداند؟او بسیار دختر با هوشی است و در مقابل همه ی سختی ها مقاومت میکند.طراح بازی اعلام کرده است که قیافه او شبیه دخترهای فرانسوی است و این مقداری در ساخت دموهای CG دشواری وارد کرده است.جای او Kari Wahlgran صحبت میکند.


Bachs Van Rosenberg:
نژاد: Hume
سن: 36
جنسیت: مذکر
رنگ مو: بلوند
وزن: 70 کیلوگرم
قد: 180 سانتیمتر
رنگ چشم: قهوه ای
2 سال پیش هنگامی که با نابلینا رفته بود رسلر را نتوانست در میان سیل عظیم دشمن محافظت کند.او را در دالماسکا به عنوان یک فرد مرده و خائن میدانند.او باید ثابت کند این قتل ها کار او نبوده است .او به دالماسکا عشق میورزد و به وظیفه و مسوولیت خود بسیار اهمیت میدهد او در 2 سالی که در زندان نابلیا اسیر بوده است بسیار ضعیف شده است و توسط Judge Gabrath یعنی برادر دوقلویش شکنجه میشود.این دوبرادر در دو جناح مخالف در حال جنگ بر علیه هم هستند.او یک روزی فرمانده اصلی دالماسکا بوده است و در این راه به خوبی از هر نظر پارتی را هدایت میکند.

او نفرت مردم است را زیر پا میگذارد و به جنگ ادامه میدهد.او واقعا آدم عجیبی است و در عین حال بسیار فروتن است و هیچوقت راز قتل شاه رامیداس و رکس را انکار نمیکند ولی از چشمان او میتوان فهمید که این قتلها کار او نبوده است؟پس کار چه کسی بوده است؟او در جنگ با ارکدیانها یک زخم بر روی پیشانیش برداشته است که همیشه این زخم یاداور روز گار سخت آن جنگ است.او بسیار مرد جذابی است.و همچنین کاراکتر مورد علاقه من میباشد.Keith Forguson جای او صحبت میکند.


Balthier Bunnanza:
نژاد: Hume
سن: 22
جنسیت: مذکر
قد: 175 سانتیمر
وزن: 60 کیلوگرم
زنگ مو: قهوه ای
رنگ چشم: قهوه ای
او یک دزد هوایی است که در ایوالیس به هر چیزی دست برد زده است و مخالفان زیادی دارد.همکار او Fran میباشد که یک ویرا میباشد.هدف او از همراهی پارتی ما در قلبش مخفی است و هیچ ضرورتی ندارد که با پارتی همراه شود.اما او پسر D.Cid است که برای ارکدیانها قعالیت میکند و از او متنفر است زیرا پدرش هیچوقت به او توجه نمیکرده است و تمام عرمش را به روی ازمایش در مورد سنگ های Nethecite گذاشته است.

او از بسیاری از مکانهای ایوالیس با خبر است و در بسیاری از مواقع او بسیار کمک میکند.از خصوصیات اخلاقی او به خونسرد بودن او باید اشاره کرد او دربسیاری از مواقع حتی در بدترین شرایط حالت مضحک و خونسرد صحبت میکند و اصطلاحات جالی را به کار میبرد که بعضا طعنه امیز است.در کل او بسیار کاراکتر جذاب و مرموز است.Geidon Emery جای او صحبت میکند.


Fran:
نژاد: Viera
سن: ؟
جنسیت: مونث
قد: 195 سانتیمر
وزن: 80 کیلوگرم
رنگ مو: سفید
رنگ چشم: مشکی
او تنها کسی است که از نژاد انسان در میان 6 کاراکتر قابل بازی ما نیست.او 70 سال پیش توسط اهالی دهکده ویرا در حنگل Golmore ترد شده است و به گونه ای به شهر پناه اورده است و با بالتیر اشنا شده است و درقبال همکار برای او کار میکند.او در بسیار مواقع از حواس قوی خود استفاده میکند و بقیه را راهنمایی میکند او در مورد جادوها و میست ها بسیار اطلاعات دارد .

او هم خونسرد و ساکت و کم حرف میباشد اما بسیار زیبا است زیرا یک ویرا است. واقعا حضورچنین شخصیتی در این شماره ضروری بود.Fran با لحن ارامی صحبت میکند.او از عقاید ویرا ها در مورد جنگل بیزار است و کمی از قدرتهای خود از جمله ارتباط با جنگل را از دست داده است.او در کنار بالتیر وارد این گروه میشود. با حواس قوی خود در بسیاری از مکانها به خوبی بقیه را راهنمایی میکند.Nicole Fanti صداپیشه او است.

Penelo:
نژاد: Hume
سن: 16
جنسیت: مونث
قد: 165 سانتیمتر
وزن: 60 کیلوگرم
رنگ مو: بلوند
رنگ چشم: قهوه ای
او دو سال پیش پدر و مادرش را از دست داد.شغل او خوانندگی و رقاصی است . او پس از اینکه یتیم شد با وان در خیابانها و با کمک میگلو مشغول گذراندن زندگی است او یک حس عاشقانه نسبت به وان دارد. سن کمی دارد و حالتی کودکانه در روحش موج میزند.

جنگیدن را از برادرش بزرگش که سرباز بوده است فرا گرفته است.او و وان در سختی ها با هم بوده اند و همیشه وان را برای دزدی سرزنش میکند دوست دارد که وان هم به آرزویش برسد.هر دوی انها به گونه ای وارد پارتی شدند که هم دالماسکا را نجات دهند و هم با هم باشند.او در این سفر جوانترین فرد است.و کمک بزرگی میکند.جای او Catherine Taber صحبت میکند.

در اینجا اکیپ 6 نفره کاراکترهای قابل بازی تکمیل میشود.حال نوبت به کاراکترهای دیگر است:


Vayne Cardas solidor:
سن: 27
نژاد: Hemu
جنسیت: مذکر
قد: 185 سانتیمتر
وزن: 70 کیلوگرم
رنگ مو: مشکی
رنگ چشم: مشکی
او سومین فرزند امپراطور گرامیس است.او پس از اینکه با حیله و نیرنگ دو برادر بزرگش را کشت به سلطنت رسید و در مقام دوم ارکدیا پس از پدرش بر دالماسکا حکم میراند او دارای یک برادر کوچکتر به Larsa است بر خلاف ظاهر فریب دهنده اش بسیار سنگدل و منفور است.دشمن اصلی ما در این بازی او است.او برای رسیدن به قدرت هر کاری بکند هر کاری؟او بسیار زیبا با زبانش مردم را گول میزند.او در پشت حکومتی که از آن دم میزند و هزاران کار دیگر انجام میدهد.


Larsa Ferinnas Solidor:
سن: ؟
جنسیت: مذکر
قد: 160 سانتیمتر
وزن:75 کیلوگرم
رنگ چشم: مشکی
رنگ مو: مشکی
او برادر وین میباشد و چهارمین فزند امپراطور گرامیس.او بسیار جوان است و حدود 17 سال سن دارد.او همیشه خواهان صلح بوده است و همیشه به پدر و برادرانشان علاقه داشته است.او بسیا ربه کسب علم و ماجراجویی علاقه دارد. و در مورد همه چیز مخصوصا سیاست و مسائل حکومتی خوب میداند.او در راه گاهی گاهی اوقات با پارتی همراه میشود و به انها کمک میکنند.و کاراکترهای ما به او چشم یک دوست نگاه میکنند.او ابتدا خود را به پارتی با نام Laomout معرفی میکند ولی اما بسیار در جنگ ها کمک میکند و چنیدن بار به عنوان کاراکتر کمکی وارد میشود اما قابل بازی نیست.

King Ramidas:
او پدر Ashe میباشد و دارای 9 فرزند است که 8 پسر دارد و 1 دختر دارد.او برای اینکه مردمش قتل عام نشوند تن به صلح با ارکدیانها میدهد اما توسط باش کشته میشود؟!! اما ایا واقعآ باش این کار را کرده است؟


Emperor Gramis:
او امپراطور ارکدیا است که دارا ی4 فرزند است است و پدرلارسا و وین میباشد.او با مجلس سنا و سناتور حکومت میکند.در میانه بازی او به طرز عجیبی به دست ..... کشته میشود.


Reks:
او برادر وان است و هنگامی که 17 سال داشت به عنوان جنجگو وارد جنگ با اریکدیانها شد اما در پایان توسط باش کشته شد.و با وان خداحافظی کرد و او را تنها گذاشت.در میان بازی گاهی در رویاهای وان او را میبینیم.


Rassler Heios Nabradia:
این پسر جوان و زیبا پرنس شهر نابلیا است.او هنگامی که فهمید ارکدیانها به زادگاه و پدرش حمله کرده اند.با فرمانده باش به طرف نابلیا میروند اما در جنگ توسط تیر کماندار ارکدیانها کشته میشود.روح او گاهی اوقات اش را در این راه همراهی میکند.


Vossler:
او در کسی است که باعث شد تا یاران ما درابتدای بازی راه سخت را به آسانی بپیمایند او نیز یک جاسوس دو جانبه میباشد امادر میانه راه پیشنهادی میدهد که بر طبق نظرات Ashe نیست و برای ازادی دالماسکا تلاش میکند اما در میان انها اختلاف ایجاد میشود و پارتی راهی جز با جنگیدن با او ندارند پس در جنگی که خود بوجود اورده شکست میخورد.او قبلا سرباز فرمانده باش بوده.و در میان بازی به عنوان کاراکتر کمکی وارد میشود و کنترلی بر او ندارید.

Al-cid Margrace:
او یکی از قانون گذاران روزاریا است و برای اینکه از جنگ پیش آمده بین ارکدیا و روزاریا جلوگیری کند به سوی پارتی می اید.او بسیار خوش تیپ و کمی عجیب و خنده دار است.او هم خواهان صلح 3 امپراطور هستند.


Reddas:
او قبلا به عنوان یکی از قاضیهای ارکدیا فعالیت کرده است.او در پایان بازی کمک کثیری به افراد گروه مان میکند.او هم به عنوان کاراکتر کمکی به کمک ما در بازی می آید.


Doctor Cid:
او یکی از دانشمندان ارکیدیا میباشد و دارای 50 سال است و که ازمایش های زیادی درمورد Nethecite,mist انجام داده است.او پدربالتیر نیز میباشد.و به قول بالتیر زندگیش را پای ازمایشهای گذاشته است او توسط یکی از Quilia های رانده شده به نام Venat کنترل میشود.

Migelo:
او یک Bangga پیر میباشد که دارای یک کلوپ است و نگهداری وان و پنلو را عهده دار است.


Doke On-doll:
او یکی از سران Bhurjaba است . و در اخر بازی حاضر میشود.

Archida Judges
این 5 نفر قاضی های ارکدیا هستند که به گونه ای وظیفه اجرا سیاست و فرماندگان سپاهان هستند. در ادامه به معرفی آنها میپردازیم:


Gabranth:
او برادر دوقلوی باش میباشد و همبشه با او در حال ستیز است.او دستورات وین را بدون هیچ چون و چرایی انجام میدهد و باید از لارسا محافظت کند.او یکی از دشمننان سر سخت است.او قاضی اصلی است و نامش Noah Vaon Rosenberg است.او دو سال باش را در زندانهای نابلیا شکنجه میکرد.


Zagrabath:
او بسیار به مقامات بالای خود وفادار است و هر کاری که برای ارکدیا انجام میدهد از روی حس میهن پرستی است.او به هر دو امپراطوری احترام میگذردد و بسیار منطقی تصمیم میگیرد.او کشتی نظامی Alexander را در دست دارد.


Drace:
او تنها قاضی مونث است.از وین متنفر است و وظیفه اش آمورش و نگهداری از لارسا است و بر علیه وین و حکومت به پا میخزد و میخواهد جریان قتل.... لو دهد اما توسط یکی از قاضی ها با نام ..... کشته میشود.


Ghis:
او بسیار سنگدل و بی رحم است .او تمام افکار شیطانی وین را عملی میکند.ا.و به صورت مخفی کار میکند و با نقشه های وین به خوبی به اهداف خود میرسد.در میان بازی هنگامی که یکی از بزرگترین کشتی های هوایی نظامی ارکدیا نابود میشود عمر او هم تمام میشود.نام این کشتی نطامی Eghit Fleet بود.


Bergan:
او سپاه قوی ربانستر ارکدیانی را زیر نظر دارد. و یکی از باس های بازی است.و زیر نظر وین است.
این بازی دارای کاراکترهای فرعی بسیار است و فقط به مهم های انها اشاره کردیم بهتر است به گیم پلی بپردازیم:
راستش فاینال فانتزی همیشه به این عنوان معروف بوده است که درهر شماره سبک RPG را در راه جدیدی قرار میدهد.هر شماره از این سری دارای ابتکارهایی در این سبک است.



Bossfight های این شماره واقعا جالب طراحی شده است و اوج هیجان را در این مبارزات رییس ها تجربه میکنید و باید با تمام چیزهایی که فرا گرفته اید به جنگ انها بروید.تعداد مبارزه با رییس های بازی زیاد است و نکته قوت این بازی به شمار می اید.هنگام جنگ با آنها خظی به عنوان Boss HP در بالای صفحه نمایان میشود که سلامتی رییس یا غول است.اکثر این مبارزه سخت میباشد و نیازمند تجربه کافی است . برای همین جالب است التبه تعداد این مبازه ها در حد خوبی قرار دارد و در همه جای بازی پخش شده است.
شما میتوانید وارد Clan های جنگی شوید و با شکار کردن هیولاهای خاص از تیمها جایزه دریافت کنید.قسمتی به عنوان Clan Priemier وجود دارد که در ان لقب های خاصی در Clan ها کسب میکنید.و Clan Points امتیاز شما در این کلن ها است که رکورد به شمار می اید.
در این بازی شما رادار کوچکی در قسمت بالای سمت راست صفحه دارید که دشمنان و آتمها و ... در آن به نمایش در می ایند و بازدن کلید Select نقشه ی بزرگی از منطقه ای که در آن هستید نمایان میوشد که در آن چیز های مهم به نمایش در می آید. در اخر دارای World Map هستید که نقشه ایوالیس که جای شهر ها و... مشخص کرده است.برای بدست آوردن نقشه هر منطقه شما هم میتوانید انها را از یک Mooggle به نام Monu خریداری کنید و یا با پیدا کردن صندوقچه ی ویژه Urn انها را کسب کنید.یا میتوانید با پیشروی نقشه را به تدریج باز کنید.
هنگامی که وارد Invertory میشوید پایین صفحه تعداد قدمهایی که برداشته اید نوشته شده است که جالب است اما نمیدانیم برای چه این قدمها نوشته میشود و سازندگان چه منظوری داشته اند.البته شاید منظور آنها به رخ کشیدن دنیای بزرگ بازی است که بسیار وسیع طراحی شده است.


برای Save کردن بازی شما باید در کریستالهای جادو بروید اگر بر روی آنها کلید کنید کاراکترها شما با HP-MP پر حاضر میشوند و تمام بیماری ها و کاراکترهای مرده زنده میشوند و یک و به طوری منبع بازیابی است.که کریتالها در دود رنگ ابی و نارنجی هستند.که درکریستال آبی میتوانید فقط سیو کنید ولی در کریستال نارنجی علاوه بر سیو میتوانید با Teleprt Stone از جایی به جای دیگر بروید.
در کل بخواهیم جمع بندی از گیم پلی داشته باشیم باید بگوییم یک بازی گسترده در اختیار شما است و ابتکاراتی مانند شیوه ی مبارزه جدید و Gambit به این بازی بسیار کمک کرده است.البته پیچیدگی کمی بیش از حد به بازی لطمه وارد کرده است.و در کل گیم پلی با ابتکاراتی که داشته این سبک را کمی متحول کرده است.
گرافیک در بین بازیهای PS2 جز بهترین های است و بسیار عالی عمل کرده است و با بهره گیری از بافتهای زیاد به جای چند ضلعیها گرافیک فوق العاده ای را بر چشمان ما هدیه کرد.نور پردازی بسیار عالی طراحی شده اند.سایه زنی ها درحد متوسطی هستند.وسعت دید خوب است اما زیاد به چشم نمی اید.بک گراند عالی هستند و بصورت ریل تایم رندر میشوند و زنده هستند به طوری که از قسمتی از محوطه بازی هستید جای دیگر در که قسمت دیگر است و جز رندر کردن موتور نیست دیده میشود.با استفاده بهینه از قدرت PS2 توانسته است یک گرافیک خارق العاده روبروی چشمانمان قرار دهد.دمو های میان پرده بصورت ریل تایم و انیمیشن یعنی CG روایت میشوند.دموهای ریل تایم دارای کیفیت بسیار بالاتری از گیم پلی هستند و در این دموها صورت کاراکترها با بافت زیبایی تا حد امکان به واقعیت نزدیک شده است و گاهی اوقات با انشان واقع یاشتباه گرفته میشوند.دموهای CG را که همگان میدانید بهترنی انمیشنها در میان کمپانی ها را اسکوار انیکس دارد و تا بحال در بازیها و انمیشن های گوناگون قدرت خود را در این هنر نشان داده است.دموهای جنجالی و زیبای بازی بصورت CG نشان داده میشوند و سبک خاصی را بوجود اورده اند و نظر شخص یمن این است که تا بحال انیمیشن های به این کیفیت و زیبایی و فنی را در هیچ بازی ندیده ام.تصویر بازی در حالت 3:4 و 16:9 (WideScreen) قابل اجرا است.افکتهای گرافیکی بیی نظیر هستند و در میان بازی های PS2 بهترین میباشند.بازتاب نور بر روی گرد های Mist واقعا جالب است.افکتهای جادو ها و ضربات در بالاترین حد قرار دارند و این افکتهای بی نظیر به گرافیک بازی بسیار کمک کرده است.



صداگذاری بازی هم مثل تمام چیزها قوی است موزیک ها بیادماندنی هستند ولی در مقابل نسخه های قبل ضعیفتر عمل شده اند.و موزیکها مثل همیشه با ارکستر های حرفه ای نواخته شده اند.و همانطور که میدانید سی دی های موزیک این سری بازی در سراسر بسیا رپرفروش بوده است.البته یکی از بهترین موزیک های سال را این بازی دارا است. Vioce Acting این بازی بسیار قوی کار شده است و از کیفیت قابل قبولی برخوردار است و صدای سربازاندر ماسک های اهنی بسیار عالی طراحی شده است و از سه حالت Mono,Stereo ,Dolby Digital Prologic II پشتیبانی میکند.صداپیشگان اوج کار خود را در این بازی نشان داده اند و با استفاده از صداپیگان قوی شاهد یک دوبله قوی هستیم و به گونه ای کاراکترها زنده شده اند.
این بازی جز بهترینهای تاریخ دنیای بازی است و مطعنآ به عنوان یکی از رقیبان سرسخت برای کسب بهترین بازی Role-Playing است و رقیبان بسیار قدری در سال 2006 در پیش رو دارد که بسیاری از انها را میشناشید.اما بدانید این بازی اگر به عنوان بهترین بازی RPG و حتی بهترین بازی سال انتخاب شد جای هیچ شک و شبهه ای نیست.

مطمعنآ این بازی بیش از این مطلب جای توضیح دارد و ما هم قصدمان چیزی فراتر از این متن بود و متن اصلی آن شاید 3 برابر این متن میشد ولی مشکلات اجازه نداد.به هر حال خیلی خوشحال شدیم که به این متن طولانی گوش فرا دادید و صفحه دوازدهم را ورق زدید.از همین حالا منتظر خواندن صفحه ی سیزدهم این کتاب بر روی PS3 هستیم.به هر حال آن انتظار چندین ساله به پایان رسید و طعم آن انتظار برای ما هنگام ملاقات با این بازی شیرین است و تمام کردن بازی چیزی حدود 50-70 ساعت زمان نیاز دارد که البته برای کامل کردن مرحله های جانبی و کامل کردن انها بالای 100 ساعت زمان نیاز است.پایان رساندن این بازی شیرین است اما دوری از آن بسیار سخت پس آرزو کنید که هنگامی که شروع میشود تمام نشود.
به امید اینکه این مطلب برای شما مفید واقع شده باشد و آن استفاده لازم را برده باشید. حتمآ این بازی را تهیه و از آن لذت ببرید.

  منبع      

نوع مطلب : نقد بازی  بازی هایRPG 

313714
سه شنبه 13 اسفند 1392 10:00 ب.ظ
میپرستمت داداش،البته بعد از خداها;-)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo